بایدچه قدرچشم به راهت بنشنیم؟
گلدان به لب پنچره وپله بچینیم؟
بایدچه قدرریسه ببندیم به کوچه
درحسرت دیدار بمانیم ونبینیم؟
ازبس که تودرغیبت خود دیربماندی
شک کرده دلم گرچه که ازاهل یقینیم
ای حضرت خورشید!بیاگرد برانگیز
ازگُرده ی این راه که ما خاک نشینیم
هرچندشکوفا وقشنگ اند ولی ما
خورشیدوگل وماه به جاین نگزینیم
درحلقه ی مامشتری روی توبسیار
ای خوب!بیا!منتظرماه پسینیم
ازسلسله ی عشقی ومانند محمد(ص)
یک لحظه اشارت بکنی،ماه شود نیم
امیرعلی مصدق
برچسب:
نویسنده: علی حیدری